۱۳۸۳/٦/۱۳

 

يا هو.ديشب برای دومين بار فيلم «فرار از شائو شنک»را ديدم .البته دفعه اول با کمی سانسور در سينمای حوزه هنری و اين دفعه با سانسور بيشتری در تلويزيون.يکی نيست بگويد اشاره به روابط...در زندانها يا مطالب ديگری که بخشی از پيامهای اصلی فيلم را آشکار ميکندچه اشکالی دارد؟شما که تا ميتوانيد در کم بيننده ترين ساعت يعنی بعد از ۱۲ چنين فيلم هايی را پخش ميکنيد ديگر اين مسخره بازيها برای چيه؟ميترسم چند وقت ديگر هوس کنند فيلمهايی مثل «باشگاه مشت زنی »را هم نشان بدهند آن هم به اين وضع.

البته از حق نگذريم اين هم خودش غنيمتی است برای ما که سالهاست به حداقل ها راضی شده ايم.گرچه روح فيلم زخمی شده بوداما مثل دفعه اول وقتی که  کتابخانه راه افتاد وقتی که طنين موسيقی در محوطه زندان پيچيد عميقا لبخندی از سر رضايت زدم و وقتی «تامي»را کشتند متاثر شدم ويک ربع آخر فيلم يعنی از آنجايی که شخصيت اصلی (باز هم اسمش يادم رفت) موفق به فرار شد کلی هيجان زده شدم و به هوشش(يعنی هوش فيلمنامه نويس!)آفرين گفتم.تنهايی فيلم ديدن هم مصيبتی است.مجبور ميشوی با همه احساست!سکوت کنی مبادا بقيه از خواب بيدار شوند.


:: لينک || ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ::


پيام‌های ديگران  پيام هاي ديگران ()

 
 

Powered by: PERSIANBLOG