۱۳۸٤/٥/٥

 

ياهو

خاتون! ميشود امشب...؟امشب...

 يا زهرا...  از نشانه های رستگاری خدمت به مادر است.

                                                  فاطمه زهرا(س)

   يادداشتهايم را ورق می زنم٬ شهريور ۷۹ شب شهادت زهرا(س) :

  " ... هيچ كس فاطمه را به ما نشناساند... من هم نمی دانم... جز يك چيز و آن اين است كه فاطمه همان بانوی سپيدپوشی است كه هر بار صدايش می زنم به من جواب می دهد. فاطمه خاتون آب هاست٬ هم او كه هر بار دست شفاعت به طرفش دراز كردم از من دريغ نكرد. او كه مهربانترين مادر دنياست و در روياهای من٬ زنی است با دو دست گشوده٬ انگار برای در آغوش گرفتن تمام بشريت. ... فاطمه پاره ی تن رسالت است٬ بخشی از نبوت... فاطمه امتداد ملكوت آسمان است در زمين. فاطمه زمزمه ی نيايش است...

... فاطمه فاطمه است.

   ... خدايا! آنچه تو برايم رقم زده ای را به جان و دل پذيرا هستم كه هيچ كس را چون تو آگاه بر احوالم نمی دانم... و مهربانتر از تو بر خود٬ كسی را نمی شناسم. خوب می دانم كه آنچه تو برای من بخواهی از همه ی بودن ها و شدن ها برای من بهتر است... و كيست كه بهترين را نخواهد؟... "

   و هنوز مادر... بـــــود.

***

  خاتون!

      شما كه ايستاده ايد... ميا نه ی زمين و آسمان٬ من اگر يادم برودحتی... شما كه فراموش نمی كنيد چند بار دستهايم را گرفته ايد... چندبار صدايتان زده ام و به رويم خنديده ايد... خجالتم ندهيد٬ شرمنده ی مهربانیتان هستم... دلم گرفته... ميشود دوباره دست روی موهايم بكشيد؟... می دانم... امشب شب خوبی برای گريستن نيست اما... غربت و بی پناهی درد بدی است...امشب از دروازه های آسمان كهكشان كهكشان ستاره می ريزد... خاتون! دلم گرفته... ميشود امشب همه ی بی كسی ام را در آغوش مادرانه تان گريه كنم؟... ميشود؟...

   خاتون آب ها! بگوييد چشمه ها بجوشند... باران ببارد... نگذاريد كوير شوم... ميشود لبهايم را بر گوشه ی دامانتان بگذارم؟... می دانم امشب شب خوبی برای گريه كردن نيست اما... ميشود چشمهايتان را از من نگيريد امشب؟... دلم گرفته... دلم خيلی گرفته...

***

    مادر...

           دعا کرده بود عاقبت بخير شوم ...

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  دوباره فردا شب شبكه دو فيلم مادر را نشان می دهدكه زمانی دوستش داشتی و حالا... وقتی كه نميتوانی اشكهايت را پنهان كنی٬ وقتی كه نمی توانی در چشم های خواهر كوچكترت نگاه كنی همان بهتر كه به دنبال بهانه ای باشی كه تلويزيون خاموش باشد.


:: لينک || ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ::


پيام‌های ديگران  پيام هاي ديگران ()

 
 

Powered by: PERSIANBLOG