۱۳۸٤/٦/٧

 

ياهو

خاطره... مهرورزی... و اين حرفها!

    ممکن است عجيب باشد اما نيست؛ بعد از هفت سال نديدنش٬ فکر می‌کنی هنوز همانقدر دوست است که بود٬ هنوز بودن در فضايش همانقدر راحت است٬ فرقی نکرده فقط کمی بزرگتر شده انگار! می‌گويد: شعر بخون! ـــ می‌دونی من چند ساله با صدای بلند برای کسی چيزی نخوندم؟! ـــ بخون!. يکی دو غزل نصفه نيمه ميخوانم. می‌گويد: نه... خوبه! اما کم نيست؟! بعد از هفت سال همين!؟ می‌خندم و می‌گويم : ببخشيد که توی اين مدت گيدنز و هابرماس و فوکو و دريدا و اينا نذاشتند غزل بگم! قول می‌دم جبران کنم!!!... تو چی؟... شعر؟ ـــ کنارش گذاشتم. ولی چه بخواهد چه نخواهد چشم هايش يعنی غزل؛ اين را به خودش می‌گويم٬ می‌خندد.

     حرف می‌زند٬ از آن‌هايی که سال‌هاست نديده‌ام‌شان٬ کجا هستند و چه ميکنند. نوستالژی دانشکده پهن می‌شود در فضای خانه‌ی هنرمندان. انگار که همان نيمکت‌های ساده بود و ما دانشجوهای سر به هوای آن سال‌ها... که چقدر از کلاس بيرون زديم و نشستيم توی حياط زير باران به شعر خواندن. می‌گويم: يادت می‌آد که بچه‌ها رو به خاطر اينکه از اشعارشون بوی شرک! می‌‌اومد باز خواست می‌کردند؟! می‌گويد: يادت هست که شديدترين ساختارشکنی‌مون اين بود که مثلآ با آقای... که مهمون نشست ادبی‌مون بود توی حياط روی يک نيمکت نشستيم و شعر خونديم؟! دو سال پيش که رفته بودم دانشکده عين خوابگردها دور و برم رو نگاه می‌کردم!... و... 

***

ممنونم از تو٬ امروز روز خوبی بود. شايد بدترين قسمتش ــ البته برای تو احتمالآ! ــ همون پيتزای بادمجون با زيتون و اسپاگتی با سويا بود! نبود؟!

***

  نميدونم٬ شايد خاطره های من هم مثل اون دوستی باشه که ميگه:" من خاطره‌هام جاری هستند نه بايگانی..." اما دلم نميخواد خاطره حتی اگه جاری باشه  من رو از درک حال غافل کنه٬ تو ميخوای؟!

   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  در ميدان آزادی پارچه‌نوشته‌ای در دست باد است که رويش چهار محور اصلی دولت جديد نوشته شده است:۱ــ ...۲ــ ...۳ــ ... ۴ــ مهرورزی با بندگان خدا. وزير امور خارجه هم چند روز پيش گفته است که مهمترين برنامه‌اش اين است که چطور برنامه‌ی مهرورزی رئيس‌جمهور را در وزارتخانه‌‌ی متبوعش پياده کند و در همين راستا قرار است که ما با تهاجم نرم افزارانه با جامعه‌ی بين الملل مهرورزی کنيم!!! چه خوب! من واقعآ لذت می‌برم از اين قدرت گفتمان ــ‌ـ و به قول اين برادرمون ــ و غيره٬ که باعث شده اينقدر همه... بگذريم!

  راستی تو که سابقه‌ی مهربونی‌ات حداقل به هشت سال پيش می‌رسه! نمی خوای حال منو بپرسی؟! هرچند که من خوبم و ملالی نيست جز... جز چی؟ هيچی! ...


:: لينک || ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ::


پيام‌های ديگران  پيام هاي ديگران ()

 
 

Powered by: PERSIANBLOG