ياهو

مگر به شهر شما، قسم شما را به خدا، جنون عاشقی تماشا دارد؟...

      انگار ديده‌اند مـــــــــــرا باز با شما      <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

                                     با اينكه فارغ‌ايد از اين حرف‌ها شما

      اندوه جاده‌های‌ جهان را گريستم

                                      تا ســـــايه‌ی‌ مرا بكشانند تا شما

     عاشق شديم و شهر خبر شد ولی‌ هنوز

                                      لبخند می‌زنيد به اين ماجرا شما

 

     پس راست گفته‌اند كه شب‌ها براي ماه

                                       تعريف می‌‌كنيد همين قصه را شما؟!...*

 

... به ايوان می‌‌روم، برای‌ چند هزارمين بار... نمی‌دانم، روی‌ پله‌ها می‌نشينم سرم را باز به نرده‌ها تكيه می‌‌دهم... پلك‌هايم را می‌‌بندم... ماه كامل است... دل ديوانه‌ی‌ من! چقدر زل زده‌ايی‌ به اين آسمان به تماشای‌ ماه... آن شب هم ماه كامل بود... كه گفتی‌:

ـــ تو نشستی‌ روبروی‌ يه ديوونه و هی‌ داری‌ با انگشتات ماه رو نشونش می‌‌دی‌.

ـــ تو كه به انگشت من نگاه نمی‌‌كنی‌؟!

ـــ نه... ولی‌ تو با همين انگشت‌ها صورت منو رو به ماه نگه داشتی‌...

حالا نگاه كن كه انگشت‌هايم چه بيهوده مانده‌اند بی‌ تو... امشب كه ماه كامل است باز و نشسته‌ايی‌ كنار اين پنجره به تماشا... و باد می‌‌پيچد لابه‌لای‌ موهايت و آشفته ‌می‌كندشان روی‌ پيشانی‌‌ت... انگشت‌هايم چه بيهوده مانده‌اند اينجا...

 

می‌‌آيی‌ آرام، می‌خوانی‌... چشم‌های‌ نازنينت را هم‌می‌‌گذاري... نفس بلندی‌ می‌كشی‌ و رد می‌‌شوی‌ آهسته و بي‌صدا، از كنار شب‌های‌ جنون من؛... دلت می‌گيرد كه می‌‌دانی‌ اينجا يك نفر دلش برای‌ شب‌های‌ غزل‌خوانی‌ ماه‌ش تنگ شده... يك نفر اينجا دلش ساز می‌خواهد... دلش آواز می‌خواهد... يك نفر اينجا دارد جان می‌‌دهد و دلش می‌خواهد...

 

... گفتی‌: ... يه فال می‌‌گيری‌؟... دل‌دل كردن‌های‌ هماره‌ات به  ترديد... دست‌هايم می‌‌لرزيد و دلم. گرفتم: ماه‌م اين هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ است... چشم را بسته و نفس بلندی‌ كشيده‌بودی‌ انگار كه خواندی‌: نيت خير مگردان كه مبارك فالی‌ است... و من به هق‌هق بی‌‌صدايی‌ افتاده بودم كه تو نمی‌‌ديدی‌... ترسيده‌بودم... ترسيده بودم و نمی‌‌دانستی‌ چرا. ...حالا ماه‌هاست كه كه هرشب دست‌هايم را رو به اين آسمان دراز می‌كنم به دريدن ابرهای‌ سياهی‌ كه ماه مرا به محاق برده‌اند... كه هرشب دست‌هايم را رو به سمت مهربانی‌ تو دراز می‌كنم تا گرم شوند... كه هرشب... هرشب...

 

... به ايوان می‌‌روم، برای‌ چند هزارمين بار... نمی‌‌دانم، روی‌ پله‌ها می‌‌نشينم سرم را باز به نرده‌ها تكيه می‌دهم و می‌گذارم همان نسيم كه از سمت خانه‌ی‌ شما می‌‌آيد بپيچد به موهايم... به خدا كه دست‌هايش  به نرمای‌ سرانگشت‌های‌ تو نيست برای‌ گونه‌های‌ خيس من...  پلك‌هايم را می‌‌بندم...  و باد می‌پيچد لابه‌لای‌ موهايت و آشفته‌می‌كندشان روی‌ پيشانی‌‌ت... انگشت‌هايم چه بيهوده مانده‌اند در نبودن تو... چشم‌هايم هم... ماه كامل است...

                                                                                             جمعه 22/2/85 - 4:10 ص

***

گفتی‌: ... تو هميشه خوب می‌‌نويسی‌، چشم بد دور!... صورتم به لبخندی‌ باز شد. خواستم بگويم: مبادا كه مشق جنون كردن‌های‌ من غباری‌ بر نگاهت بريزد... پريشان‌گويی‌هايم را ببخش! اين خاصيت شب‌های‌ مهتابی‌ است...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

*محمدسعيد ميرزايي

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پردیس

این خاصیت شب های مهتابی ست... چه بگویم که می دانی و می دانم...

mina

بهم گفت تو هم ماهو ديدی؟ يه لحظه هم نمی تونستم چشم بردارم ازش .... من از همون موقع هر بار نگاهش کردم گفتم ماه من ... ماه من .... // انگشت‌هايم چه بيهوده مانده‌اند در نبودن تو... چشم‌هايم هم... // تسنيم ... من ... دلم گریه می خواد امشب. دلم گریه می خواد. گریه. گریه گریه ....اما دیگه گریه هم فایده نداره. نمی شه .... نمی شه. نمی شه. ....

يه نفر

ببند پنجره را آسمان نمي خواهم/ عروج مال شما نردبان نمي خواهم. گذشتم از سر بود و نبود خود اما / نگفته ام كه ...

کبوتر

مهتاب ... حکما جنون عاشقی تماشا داره ... وگرنه ماه اینطور زل نمیزد به ...

marde deltang

رفيق مهربونم ... بابت تمام مهربونيات ممنون...الهی که هميشه شاد و سلامت و عاشق باشی...

marde deltang

دلخوشم به داشتن رفيقايی مثل شما... هرچی بخوای و هر چی بگی می خونم...

marde deltang

مگر به شهر شما، قسم شما را به خدا، جنون عاشقی تماشا دارد؟...

marde deltang

می دونی که چقدر از خوندن نوشته هات لذت می برم...مرسی بابت همه چيز

کبوتر

زنذگی ... خوردن یه هندونه خنک زیر باد کولر ... دارم از دید شما به زندگی نگاه میکنم بدون اغراق بهترین دیدی که توی این مدت از زندگی ( واژه ای که داریم نفسهامون رو خرجش میکنم )خوندم ... خیلی دوستتون دارم خانوم .