ياهو

آنچه دارد پر پروانه، همان دارد شمع

الهی‌<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در سر گريستنی‌ دارم دراز، ندانم از حسرت گريَم يا از ناز!

گريستن از حسرت بهره‌ی‌ يتيم و گريستن شمع بهره‌ی‌ ناز

از ناز گريستن چون بود؟ اين قصه‌ای‌‌است دراز!*

 

هرچه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع،سوختن نيست خيالي كه نهان دارد شمع/ اضطراب و طپش و سوختن و داغ شدن، آنچه دارد پر پروانه، همان دارد شمع/ نشود شكوه گره در دل روشن‌گهران،دود در سينه محال است نهان دارد شمع/ ضامن رونق اين بزم گداز دل ماست،سوختن بهر نشاط دگران دارد شمع! /بي‌دل

نماز عشق را

                       موالات واجب آمده‌است!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*مناجات خواجه عبدالله انصاری‌

/ 9 نظر / 5 بازدید
مهدی

و او در حسرت اين سوختن ها٬ خواهد سوخت. سوختنی که تنها خاکستری از وجودی را باقی ميگذارد.

مرد دلتنگ

ببخش اگه يه مدتيه کم سر می زنم... اما اين دليل اين نيست که به يادت نيستم و واست دعا نمی کنم...فردا رو مرخصی گرفتم بمونم خونه... راستش يه چند وقتی شديد سرمون شلوغ بوده و هستووو اما ديدم زندگيمو دارم ارزون ميدم... اين بود که يواش يواش دارم رو کار دومم تمرکز می کنم... واسم دعا کن... خيلی محتاجم... خيلی

سید محمد

ترتیب هم دارد. آخرش سلام است. شاید هم سجده شکر؟

م

سلام

آشناي غريب؛ آشناي غربت

و موالاتش را توكل...

مهدی

نيستی؟ کامپيوترت درست نشد؟

آشناي غريب؛آشناي غربت

وضوی عشق مناسب‌تر بود