ياهو

دست تو تسبيح من شد...

ای شعر‌های من، سروده و ناسروده!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سلطنت شما را ترديدی نيست

اگر او به تنهايی

                   خواننده‌ی شما باد!

چرا كه او بی‌نيازی من است از بازارگان و از همه‌ی خلق...

چنين است و من اين‌همه را، هم در نخستين نظر باز دانسته‌ام*

 

دست تو ياس نوازش در سحرگاه بهاري / اي همه آرامش از تو، در سرانگشتت چه داري؟!... اي همدم! اي مرهم! اي خط سرنوشتم!/ اي همدم! اي مرهم! بي تو چه مي‌نوشتم؟...

 

برای دست‌های شاعر تو

 

از دست‌هايت نوشتم، كاغذ پر از بال و پر شد

از چشـــــم‌های تو گفتم، آيينه آيينــــه‌تر شد

از چشم‌هايت... بماند! اين يك غزل‌مثنوی نيست!

از دست‌هايت بگويم، شايد كمی مختصر شد

دست تو هفت آسمان خواب... همراه، همدرد، همراز

در هول‌خيز بيابان يعنی كسی همسفر شد

عود است... سوزاند ــ با آن عطر عجيبش! ــ لبم را

نزديك چشمم كه آمد، ابريشمی شعله‌ور شد

دست تو تسبيح من شد... يا نور و يا نور و يا نور...

آنقدر گفتم كه آخر، نفرين شب بی‌اثر شد

دست تو يعنی نيايش، يعنی توسل به باران...

وقتی غزل هم كم آورد... خالی كاغذ كه تر شد...

                                                                 آبان هشتاد و پنج

***

بذار آسمون هرچی ابر داره بياره و روی ماه‌شو بپوشونه... من كه دلم نمی‌گيره... ميان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمين تا آسمان است!... حالم خوبه نگران نباش.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*شاملو

/ 7 نظر / 10 بازدید
مهديه

کتيبه با نامه ای به صدام به روز شد.

مرد مرده

از معنی تو ... تا دعوی ما ... چه فاصله هاست خاتون ... می مانم ... در همين فاصله ی بعيد ... تاب سوختن ندارد پر من به غزل های تو.

mina

ماه گفتی ... نمی دونی ماه اين چند روزه چه غوغايی به پا کرده. ماه من هرچند ....

صابرآتشين

......و حرفهای تو يعنی آسايش.... حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم ترک طبيب کن بيا نسخه شربتم بخوان

مرد مرده

شما بگين ... چيزی ميشه نوشت؟ ...

یه نفر

اين شعره چه قشنگ بوداااا